تبليغاتX
يك فنجان فكر دو حبه مغز

يك فنجان فكر دو حبه مغز
جنگ نرم و سرد و ...
چندي است كه در رسانه‌ها اخبار گوناگوني از شكنجه اسراي فلسطيني و لبناني و مسلمان توسط شنكجه‌گران يهودي در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي به چشم مي خورد.

فارغ از برسي مصاديق شكنجه كه توسط افراد آزاده شده و يا رسانه‌ها منتشر شده است، رد پاي يهود و صهيونيزم در موضوعات مختلف شكنجه اعم از فروش وسايل شكنجه گري، آموزش شكنجه گران و حتي قرار گرفتن در جايگاه شكنجه گر از موضوعاتي است كه نياز به بررسي بيشتري دارد[1].


تاريخچه شكنجه در جهان

شكنجه در قرون وسطي و حتي قبل از آن يعني در يونان باستان، روشي براي اقرار گرفتن از بردگان، همجنس‌بازان، فاسدين اخلاقي و غير مذهبي‌ها بوده است به نحوي كه تا شخص اقرار به گناه نمي‌كرده است حاضر به قطع شكنجه وي نبودند و تا حد مرگ شخص متهم را شكنجه‌ مي دادند[2].

نمونه‌هايي از وسايل شكنجه در قرون وسطي

در قرون وسطي قبل از استفاده از برده، ابتدا برده را تحت انواع شكنجه قرار مي‌دادند تا به گناه‌ها و رفتارهاي اشتباه خود اقرار كند تا بتواند در صورت نياز اعترافات برده را در دادگاه عليه خودش استفاده كنند و بعد از اعتراف برده مي‌توانستند وي را خريد و فروش كنند.

معرفي گوشه‌اي از وسايل شكنجه در قرون وسطي

صندلي يهودا[3]

اين وسيله به نام صندلي يهودا و يا صندلی تفتیش مشهور است که با دیدن عكس نیازی به توضیح نیست؛ این صندلی در آلمان و اسپانیا کاربرد داشته ، اما در انگلیس نوع دیگری از صندلی وجود داشته که در آن، طرف را به جای مرکز ثقل نقطه‌ای، سوار مرکز ثقل خطی می‌کرده‌اند و به پاهایش هم وزنه مي‌بستند.

صندلی تفتیش عقاید[4]

این صندلی میخ دار از وسایل کلیسا در دوران قرون وسطی بود؛ در آن دوره هر کس که عقاید مخالف کلیسا اعم از نظرات علمی، سیاسی، اقتصادی داشت، روی این صندلی نشانده شده و روی صندلی پيچ می‌شد، میخ‌ها قابل تنظیم بودند تا جلو و عقب بروند و قابليت حرارت دادن به صندلي براي شكنجه بيشتر نيز وجود داشته است.

از اين صندلي در ایتالیا و اسپانیا تا 300 سال قبل و در آلمان و مرکز اروپا تا 200 سال پیش استفاده مي‌شده است.

دوشيزه آهني[5]

متهم درون تابوت قرار گرفته و تدريجا ميخ‌هاي تعبيه شده درون تابوت وارد بدن متهم مي‌شود، البته ميخ‌ها به گونه‌اي تعبيه شده‌اند كه از وارد شدن به نقاط حساس بدن جلوگيري شود.

شكنجه در دنياي مدرن

اگر چه بنابر قوانين بين‌المللي شكنجه كردن متهمين براي گرفتن اعتراف از آنها عملي غير قانوني و غير انساني تلقي مي‌شود، لكن كشورهاي اروپاييي، آمريكا و رژيم صهيونيستي در صدر شكنجه‌گران قرا گرفته و كماكان براي اعتراف گرفتن و تفريح با متهمين و زندانيان، اقدام به شكنجه زندانيان مي‌كنند.

به عنوان مثال ماجراي شكنجه زندانيان عراقي در زندان ابوغريب[6]، افشاي شكنجه زندانيان در گوانتانامو، خاطرات زندانيان از شكنجه شدن در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي و ... همه حاكي از وجود شكنجه در زندان‌هاي غرب و يهوديان است.

نظر يهود درباره غير يهودي و نحوه ارتباط با آنها

از نظر يهوديان، غير يهوديان به عنوان انسان درجه 2 شناخته مي‌شوند و تنها يهوديان قوم برگزيده خداوند هستند؛ از نگاه يهود، غير يهوديان به دليل تخلف از هفت فرمان نوح، مرتكب گناه شده و مستحق مرگ هستند بنابراين هر يهودي مي‌تواند و واجب است كه غير يهودي را به دليل افكار و عقايدش به قتل برساند[7]؛ اخيرا در كتابي به نام "عقائد پادشاه" كه تسط دو نفر از خاخام‌هاي يهودي در سرزمين اشغالي نوشته شده است، يهوديان براي نجات اسرائيل و همچنين قوم يهود، مي‌توانند هر غير يهودي حتي كودكان فلسطيني و عرب را به قتل برسانند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 16:35 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

«برات آرزوی وزیرستان می کنم» نام انیمیشنی است که به سفارش دولت کارگر انگلیس ساخته شده است. هدف از ساخت این انیمیشن جلوگیری از افراط گرایی در بین مسلمانان جوان اعلام شده است.

 

ساخت انیمیشن برای مقابله با اسلام‌گرایی+ عکس
 

پس از پخش قسمت هایی از این انیمیشن و به دلیل بازخوردهای غیرقابل انتظاری که در پی داشت، دفتر امور خارجه انگلیس متهم به این شد که این انیمیشن در جلوگیری مسلمانان جوان از افراط گرایی اسلامی ناموفق بوده و فقط بودجه اختصاصی را تلف کرده است.

 

مقامات انگلیسی بیان داشته اند که بودجه ساخت این انیمیشن 33 هزار پوند بوده است. این انیمیشن داستان هشداردهنده ای در مورد دو برادر مسلمان انگلیسی است که تصمیم می گیرند به گروهی از مبارزان اسلامی واقع در مرز افغانستان و پاکستان بپیوندند. با این حال، منتقدان این انیمیشن، از جمله اعضای جامعه مسلمان انگلیس، خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده و اظهار کرده اند که این فیلم کاملاً ساده لوحانه و ناپخته است.

 

ساخت انیمیشن برای مقابله با اسلام‌گرایی+ عکس

 

این انیمیشن ، که در آن از تکنیک های گرافیکی بازی های رایانه ای و نیز صحبت های کوچه بازاری جوانان استفاده شده است، بدین شکل شروع می شود که این دو برادر در انجام وظیفه شان یعنی پرتاب خمپاره از یکی از کوه های منطقه وزیرستان پاکستان ناموفق می شوند.

در طول داستان در صحنه هایی که به گذشته بر می گردد بینندگان متوجه می شوند که این دو نفر چطور از خانه شان در انگلیس به اردوگاه های آموزشی اسلام گرایان در پاکستان راه یافته اند. داستان از دید برادر کوچک تر که نامی هم ندارد بیان می شود که قبول کرده است به خاطر بردار بزرگش ابو وارد این کار شود.

در این داستان علت انجام این کار توسط ابو نوعی عقده بیان می شود، بدین صورت که وقتی وی 11 سال سن داشت به همراه دو دوست سفیدپوستش در حین بازی در ساحل، مورد اذیت و آزار نژادپرستان قرار می گیرند.

 

ساخت انیمیشن برای مقابله با اسلام‌گرایی+ عکس

 

در طول داستان نشان داده می شود که این دو برادر قبل از اینکه به مبارزان در وزیرستان بپیوندند مشغول تماشای یک سری فیلم های آموزشی اسامه بن لادن هستند. برادر کوچک تر در خصوص این فیلم ها می گوید که آنها شبیه بازی رایانه ای «ندای وظیفه» هستند با این تفاوت که این فیلم ها جذابیتی ندارند.

پس از سفر آنها به وزیرستان، برادر کوچک تر از خانه جدیدشان در پاکستان و استقبالی که از آنها می شود، احساس رضایت نمی کند.

وی می گوید: «همش به این فکر می کردم که کی به اینجا می رسیم. برادر، ما راه رو درست اومدیم؟ اولین کاری که اونا کردند این بود که دست و پای ما رو بستند و شروع به بازجویی کردند. آنها به من گفتند که داشتند مسائل امنیتی رو رعایت می کردند و این مسئله رو شخصی نگیریم. ولی اگه راستش رو بخوای، وقتی یه آدم چاق دستش رو روی ... (مربوط به خود فیلم است) تو می ذاره، این کار کاملاً شخصی می شه». در واقع این انیمیشن بر این است که بگوید مسلمانان دارای عقده های روانی مختلفی از جمله مسائل جنسی هستند.

 

ساخت انیمیشن برای مقابله با اسلام‌گرایی+ عکس

 

پس از عدم موفقیت این دو برادر در مأموریت پرتاب خمپاره، آنها به انگلیس بازمی گردند که در آنجا دستگیر می شوند. این فیلم بدین صورت تمام می شود که ابو در نامه ای به برادرش از وی طلب بخشش می کند و بدین شکل نشان می دهد که از کار خود پشیمان است و نباید این راه را انتخاب می کرد.

با این حال، با توجه به بازخوردهای ارائه شده، این انیمیشن هدف مورد نظر سازندگان انگلیسی، یعنی تغییر نگرش در بین جوانان مسلمان انگلیس، را برآورده نساخته است. یکی از بینندگان آن این طور نظر داده بود: «مجاهدین، حماس، القسام، طالبان، به پیش».

اعضای برجسته جامع مسلمان نیز خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده اند. دکتر محمد شهید رضا، امام مسجد مرکزی لیسستر، در مورد آن گفته است: «این انیمیشن ساده لوحانه و ناپخته است. ویژگی های مبارزانی که این دو برادر با آنها مواجه می شوند کاملاً غیرواقعی است».

دکتر غیاث الدین صدیقی، مؤسس اتاق فکر مؤسسه مسلمانان انگلیس، نیز معتقد است که اگر این فیلم به مسئله نژادپرستی می پرداخت بیشتر موفق می شد. وی می افزاید: «باید از مخاطبان خواست تا بیشتر بر این مسئله تمرکز کنند. تماشای این فیلم چیزی جز وقت تلف کردن نیست». ساخت این انیمیشن در سال 2009 به سفارش دولت کارگر و توسط شرکتی به نام Bold Creative آغاز شد و در سال 2011 به اتمام رسید.

منبع : مشرق نیوز

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:15 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

یک جوان شیعه پاکستانی که شاهد فاجعه قتل عام جمعی از شیعیان در شمال این کشور بوده است مشاهدات تکان‌دهنده خود را از این حادثه شرح داد.

 

به گزارش ادیان نیوز، "علی رضا" نوجوان بلتستانی و شاهد عینی تراژدی کشتار شیعیان است که توانسته از این حادثه جان سالم به در ببرد، با غیر قابل وصف خواندن این جنایت، مشاهدات خود را این گونه بیان کرد:

صدها نفر همچون درندگان شیعیان را کشتند و اجساد آنان را به گونه‌ای مورد ضرب و شتم قرار دادند که قابل شناسایی نباشد.شب دوم آوریل (10 فروردین)، ساعت هشت شب سوار اتوبوس "سکردو" (800کیلومتری اسلام‌آباد) شدم .قبل از اینکه جاده کوهستانی شروع شود اتوبوس‌ها برای حفظ امنیت بهتر به صورت کاروانی حرکت می‌کردند.

با توجه به فاجعه کشتار شیعیان در "کوهستان" که در همین مسین واقع بوده و در ماه گذشته رخ داد، حرکت به شکل کاروانی از نظر امنیتی بهتر بود اما احساسم به من می‌گفت که واقعه‌ای رخ خواهد داد.من به خانواده‌ام راجع به سفر اطلاعی نداده بودم تنها یک نفر از خویشاوندان در راولپندی راجع به عزیمت من به اسکردو آگاه بود.

من دعا می‌کردم که حادثه‌ای رخ ندهد البته فکر می‌کردم که در صورت حمله به مسافران شیعه خاموش نخواهم نشست و سلاح یکی از تروریست‌ها را چنگ زده و به آنان حمله می‌کنم و تا نفس آخر می‌جنگم.در حالی که اتوبوس به حوالی چلاس رسیده بود، در یک لحظه صدها نفر خشمگین و عصبانی "اتوبان قراقرم" را مسدود کرده و مسافران را پیاده کردند.

آنها شیعیان را از بین مسافران شناسایی و جدا کردند.من ترسیدم اما از پنجره اتوبوس بیرون را نگاه کردم مطمئن شدم که مرکز پلیس منطقه و حضور هزاران نفر نشان می دهد که در امنیت هستیم.صدها نفر گرد اتوبوس ما رسیدند و همراه با پرتاب سنگ درب ورودی را باز کردند. خانم‌هایی که همراه ما بودند با صدای بلند گریه می‌کردند. چند تروریست دستور دادند که همه مسافران یکی یکی پیاده شوند.

همان لحظه که اولین نفر از اتوبوس ما پیاده شد صدای عجیبی به گوشم رسید اما نتوانستم تشخیص دهم چه صدایی بود.نفر دوم که پیاده شد راجع به شناسنامه از وی پرسیدند. صدها نفر شعار "کافر کافر شیعه کافر" را فریاد می‌زدند.همه مسافران با گام‌های لرزان و با ذکر خداوند متعال به جولانگاه می‌رفتند.

نوبت من رسید، بلند شدم و یک کودک خردسال را در دست گرفتم و به مادرش گفتم که انشاءالله هیچ آسیبی نخواهد رسید. پیاده شدم دیدم مردان مسلح با ریش‌های بلند در محل حضور داشتند. راجع به کارت شناسایی از من سئوال کردند. من اوراق هویتی نداشتم لذا یک نفر پیراهن مرا بلند کرد و روی کمرم را دید زد تا ببیند ردی از آثار زنجیرزنی دارم یا خیر. من تاکنون زنجیرزنی نکرده بودم لذا مرا غیر شیعه تشخیص داده و رهایم کردند.

من چند قدم جلو رفتم، دیدم بیش از 25 نفر را شهید کرده و جسد آنان را پایمال می‌کردند. در اتوبوس دیگری نیز همین جنایت را انجام می‌دادند. جلوتر رفتم منظره‌ای شبیه قیامت را دیدم. یک زن و یک مرد شاید زن و شوهر یا برادر و خواهر بودند اما از قیافه شان مشخص بود که متعلق به شهر "گلگیت" هستند.

تروریست‌ها آن مرد را به طرف قتل‌گاه می‌بردند و آن خانم دستش را گرفت و می‌خواست مانع بردن وی شده و نجاتش دهد. یکی از تروریست‌ها در مقابل چشمان آن زن به سمت آن مرد تیراندازی کرده و وی را به شهادت رساندند.نمی‌توانم درد و غم آن زن را احساس کنم. دلم می‌خواست با دست خالی به سمت جنایتکاران حمله کنم اما به تنهائی نتوانستم گامی بردارم.

نتوانستم شاهد آن صحنه باشم لذا راهم را کج کردم و به سمت دیگری رفتم .چه منظره‌ای بود، یک نفر بلتستانی را با زور پیاده کردند و یگ گروهی وی را با چوب و سنگ‌های سنگین و با خنجر و شمشیر مورد حمله قرار دادند.چند لحظه شاهد این صحنه نیز بودم و هنگامی که آن مرد از شدت جراحات با سر و صورتی زخمی و پر خون بر زمین افتاد، دیگر توان نداشتم به آن منظره نگاه کنم.

او در حالی که نفس‌های آخر را می‌کشید "لبیک یا حسین" را فریاد می‌زد.در این لحظه یکی از جنایت‌کاران با یک سنگ ضربه‌ای به صورتش زد و ضمن این که صدایش قطع شد، چهره‌اش نیز غیرقابل شناسایی شد.شاهد فاجعه چلاس بودم و می‌‌دیدم که چند ظالم اجساد شهدا را به رودخانه "سند" می‌کشیدند و آنها را از بالای کوه به عمق رودخانه پرتاب کردند.شیعیان را به جرم شیعه بودن و عشق و محبت به اهل بیت پیامبر(ص) می‌کشتند.

کسی که چوب داشت با چوب می‌زد، کسی که کارد داشت با کارد می‌زد، کسی که سلاح داشت با آن تیراندازی می‌کرد و آن کسی که هیچ چیزی نداشت با سنگ سرهای مظلومان را می‌شکست در حالی که قربانیان داد و فریاد می‌کردند و برادر در حضور خواهر شهید می‌شد. شوهر در حضور همسرش کشته می‌شد پسر در حضور پدر جان می‌داد چه منظره‌ای بود که می‌توانست کوه‌ها را به لرزه در آورد و انسانیت را شرمنده می‌کرد.

در آن گیر و دار دیدم که یک جوان با دست خالی با تروریست‌ها درگیر شده است وی دست خالی چند تن از جنایتکاران را زخمی کرد و تا توان داشت خود را تحویل دشمنان نداد اما لحظه‌ای رسید که بر زمین افتاد عده‌ای وی را به رودخانه "سند" بردند و دیگر متوجه نشدم چگونه شهید شد و پیکرش را چطور در رودخانه انداختند.این شاهد عینی ادعا کرد که شمار شهدای فاجعه چلاس بیش از 50 نفر است در حالیکه رسانه‌های پاکستانی تلفات این حادثه را تنها 16 تن اعلام کرده‌اند.

در ادامه کشتار شیعیان پاکستان، عوامل گروهک تروریستی "سپاه صحابه" چند روز پیش در محله چلاس شهر گلگیت با کمین بر سر راه کاروان اتوبوس شیعیان، آنها را متوقف کرده و پس از پیاده کردن سرنشینان اتوبوس به طرف آنها تیراندازی کردند.به گفته شاهدان در این حمله حدود 60 تن از مسافران شیعه به شهادت رسیدند.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

WWW.masafportal.COM

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 22:1 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]
یاد آوری انحرافات جریان انحرافی برای کسانی که زود فراموش میکنند!!!
اول ، شهریور 1387 : ماجرای بیانات مشعشع جناب مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بود . مشایی تا آنجا پیشرفت که در دفاع از مواضع خود در جشن ثبت میراث معنوی نیمه شعبان این دوستی را عین آموزه های دینی خواند و گفت : " ...به تمام نمازهایی که خوانده‌ام قسم می‌خورم منطقی که صف‌بندی می‌کند باطل است، باطل است، باطل است ... این حرف‌هایی که بنده می‌زنم عین آموزه‌های دینی است؛ هر کسی شک دارد برای بحث 100 ساعته آماده هستم "
این سخنان در ورای ظاهر فریبنده و اغواگرشان ، بیانگر سطح سواد دینی و انحراف فکری این فرد از اسلام شیعی و آموزه های آن است . گویی جناب ایشان تاکنون نه به مفاهیم قرآن نگاهی انداخته و نه به سیره ی پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) . او حتی نمیداند که از همان ابتدای خلقت انسان ، صف بندی حق و باطل با هابیل و قابیل آغاز شد و در کربلا به کمال رسید و تا امروز نیز ادامه دارد . رهبر بصیر انقلاب با درک این انحراف در خطبه های نماز جمعه همان سال در مقابل این انحراف موضع گرفتند و اولین داغ رسوایی را بر پیشانی انحراف نشاندند ! داغی که در نامه ی مشایی به رهبری خود را نشان داد و او با گستاخی تمام و بدون عذرخواهی ، تنها به فصل الخطاب بودن نظر رهبری اشاره کرد !

دوم ، اردیبهشت 1388 : اواخر دولت نهم و در بحبوحه انتخابات 88 جریان انحرافی با سوء استفاده از تب انتخابات در کشور سعی کرد سازمان حج و زیارت را با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آنهم بدون طی مراحل قانونی ادغام کند . در این میان حجت الاسلام و المسلمین ری شهری ابتدا مسئله را به سکوت گذراند اما وقتی از طرف دفتر رهبر معظم انقلاب پی به مخالفت ایشان برد ، به نمایندگی از رهبر معظم انقلاب در مقابل این توطئه ی خطرناک ایستاد . اینبار نیز تیر جریان انحرافی به سد فولادین انقلاب یعنی رهبری برخورد کرد و شکست . این دومین داغ ننگی بود که بر پیشانی این جریان نشست

سوم ، تیرماه 1388 : پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ، کشور برای یک دوره ی هشت ماهه دچار فتنه ای عظیم شد . فتنه ای که به گمان بسیاری از یاران راستین انقلاب ، عمیق ترین و خطرناکترین تلاش دشمنان برای براندازی نظام پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود . تلاشی که بازهم با حضور مردم در بزنگاه خطر یعنی 9 دی به شکست انجامید . اما در این میان احمدی نژاد سعی کرد با توجه به معطوف شدن اذهان جامعه به حوادث پس از انتخابات ، یار دیرین و البته هزینه سازش را بر منصبی مهم بگمارد . جریان انحرافی به گمان خود اینبار و بر خلاف دوبار گذشته ، احمدی نژاد را پیش انداخته بود تا رهبری با توجه به شان و جایگاه ریاست جمهوری از برخورد با جریان انحرافی بپرهیزد و عملا راه برای طرح های بعدی خود هموار سازد . گمانی که خیلی زود رنگ باخت و راس این جریان را به منفور ابدی تاریخ ایران تبدیل کرد . نامه ی مورخ 1388/4/27 رهبر معظم انقلاب اسلامی به احمدی نژاد مبنی بر عزل مشایی همانند پتکی رعد آسا بر نخاع انحراف فرود آمد و موجب شد که این جریان یک هفته به کما فرو برود ! کمایی با پایین ترین ضریب هوشیاری ! تنها واکنش این جریان http://mashaei.parsiblog.com/Posts/29/%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D9%8A+%D8%A8%D9%87+%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AA+%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%8A+%D8%AA%D8%AC%D8%AF%D9%8A%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A+%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA+%D9%86%D9%85%D9%8A%DA%AF%D9%8A%D8%B1%D8%AF نیز صدای ضعیف ثمره هاشمی بود که در تاریخ 1388/4/30 در برنامه "کنکاش" شبکه جهانی جام جم اعلام کرد : "در انتصاب مشایی به معاونت اول رئیس جمهور تجدید نظری صورت نخواهد گرفت" . با نگاهی به تاریخ این اظهارات و تاریخ نامه ی رهبر فرزانه انقلاب (88/4/27) و البته اظهارات مجتبی رحماندوست http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8804301447 مشاور امور ایثارگران رئیس جمهور ، پر واضح است که جریان انحرافی سعی در مقاومت در برابر امر ولی فقیه را داشت و البته دارد ! برای درک بهتر این فعل ادامه دار "دارد" شما خوانندگان عزیز را دعوت میکنم تا ابتدا در http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=7495%D8%AD%DA%A9%D9%85 رهبر معظم انقلاب در مورد عزل مشایی را در سایت دفتر ایشان ببینید و پس از آن اظهارات جوانفکر مشاور رئیس جمهور و رئیس خبرگزاری دولت در 20 فروردین 1390 را نیزمشاهده بفرمایید . به دوستان عزیز توصیه میکنم که به تیتر سایت دفتر رهبری مبنی بر "عزل مشایی" که آقای جوانفکر آنرا ارشادی میخواند توجه ویژه بفرمایید ! این انتهای ولایت پذیری دروغین جریان موسوم به انحرافی ست . البته در نامه ی احمدی نژاد به مشایی که با استعفای او موافقت میکند نیز این جمله [ طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی و فشارها... دولت بتواند از خدمات شما در معاونت اولی برخوردار بماند] بشدت خودنمایی میکند و اهداف پنهان آنها را بر ملا میسازد ! مشایی در حالی خود را ولایتمدار میخواند که با وجود اطلاع یک هفته ای از نامه رهبر انقلاب ، تنها پس از آشکار شدن آن اقدام به استعفا کرد و هرگز دکتر احمدی نژاد او را عزل نکرد ! به گمان حقیر ، درک رابطه ی پدر و فرزندی از مفهوم ولایت ، نباید هم ثمری جز اینها داشته باشد ! این سومین و مهلک ترین داغ ننگ بر پیشانی جریان انحرافی بود که حتی با آب زمزم هم از تاریخ انقلاب پاک نخواهد شد !

چهارم ، فروردین 1390 : ماجرای عزل استعفا گونه ی مصلحی وزیر اطلاعات که بنظر حقیر تاسفبارترین تلاش جریان منحرف دولت برای قرار دادن احمدی نژاد در مقابل ستون خیمه انقلاب است . تلاشی که تا حدودی به ثمر نشست و احمدی نژاد خالق سوم تیر را 11 روز در برابر امر مولایمان خانه نشین کرد ! رهبر بصیر انقلاب اینبار نیز قاطعانه در برابر انحراف ایستادند و در یک اقدام بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی نامه ای http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=12124 به وزیر اطلاعات نوشتند و از ایشان خواستند که محکم و استوار به کار خود ادامه دهد . نامه ای که مشاور رسانه ای رئیس جمهور و رئیس خبرگزاری دولت ابتدا آنرا دروغ خواند ! http://www.fardanews.com/fa/news/144619/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AFاما پس از روشنگری هایی که توسط برخی خبرگزاری ها صورت گرفت ، مجبور به پذیرش آن شد . ضربه ای که جریان انحرافی از این نامه ی رهبر معظم انقلاب خورد باعث شد تا شدیدترین فشارها را به احمدی نژاد وارد و وی را مجبور به خانه نشینی کند ! البته امروز حامیان انحراف سعی دارند این خانه نشینی یازده روزه را حاصل فشار اصولگرایان به دولت تحلیل کنند لکن شخص احمدی نژاد در چند سخنرانی به خصوص اولین آنها پس از خانه نشینی به وضوح هدف خود را بیان میکند . احمدی نژاد در تاریخ 11 اردیبهشت سال 90و پس یازده روز خانه نشینی در جلسه ی هیئت دولت چنین میگوید : "اعتقاد و باور من این است که یک رئیس ‌جمهور قوی و مقتدر موجب عزت رهبری، کشور و به‌خصوص ملت می‌باشد" یقینا این سخنان انقدر واضح است که نیاز به تفسیر ندارد ! از طرف دیگر جریان انحرافی در این 11 روز خانه نشینی تلاش بسیاری کرد تا به احمدی نژاد القا کند که طرفداران شما ساکت نخواهند ماند ! این نتیجه گیری نه از سر دشمنی بلکه از روی اصل " تعرف الاشجار باثمارها" کاملا قابل اثبات است . آنجا که امسال احمدی نژاد در جمع طرفداران خود گفت : "خدمت آقا هم عرض کردم؛ ما هیچ ادعایی نداریم و اگر شما اجازه بفرمایید این مدت زمان باقی مانده را انجام وظیفه کنیم، وگرنه میرویم می نشینیم خانه و خودم با مردم صحبت میکنیم و اجازه نمی دهم یک نفر اقدامی بکند" . غده سرطانی انحراف کار را تا آنجا پیش برد که رهبر مظلوم انقلاب در تاریخ 3 اردیبهشت یعنی چند روز پس از خانه نشینی احمدی نژاد فرمودند : " ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. "

در این چهار مورد رهبر فرزانه انقلاب علنا و قاطعانه در مقابل راس جریان انحرافی و نفوذی در دولت ایستادند . اساسا چشمان بصیر رهبری سالها قبل وجود چنین انسانی در دولت را موجب اختلاف و سرخوردگی میان دلسوزان نظام و انقلاب دانستند . موضعی که متاسفانه با ادعای ولایتمداری از طرف شخص احمدی نژاد مورد خدشه قرار گرفت آنهم با اعطای قریب به 18 پست و مقام مهم و حساس گوناگون به جناب مشایی ! پست هایی که قریب به اتفاق آنها پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری به وی اعطا شد ! در این نوشتار به هیچیک از مواضع منحرف جریان انحرافی مثل مدیریت پیامبران ، پایان اسلامگرایی ، مکتب ایرانی و... کوچکترین اشاره ای صورت نگرفت تا بهانه ای بدست حامیان وی برای به انحراف کشاندن موضوع اصلی این مقال داده نشود .
اما امروز و در کمال تاسف طیف حامیان جریان انحرافی که بنابر برخی اخبار موثق بعضی از آنها بشدت مورد حمایت مالی وی قرار دارند ، میکوشند با ارائه ی تفسیرهای به رای از منویات رهبر فرزانه ی انقلاب ، سر پوشی گذارند بر تمام التقاط فکری شان . ناگفته پیداست که جریان انحرافی و حامیان پر و پا قرصش اساسا با بخش کاربردی ولایت فقیه مشکل دارند و در خوشبینانه ترین حالت ، ولایت فقیه را در قواره ی یک نماد سمبلیک از دین میخواهند ! چیزی که ما شبیه آنرا امروز در غرب بعنوان پاپ رهبر کاتولیک های جهان می شناسیم ! این طیف فکری چون از میزان نفوذ ولی فقیه در دل و جان توده ها و بسیاری از ارکان نظام آگاهند ، بهترین راه برای تبدیل نقش رهبری از کلیدی به نمادین را نه هجوم مستقیم به شخص ایشان که زدن یاران نزدیک "آقا" می دانند ! از اینروست که برنامه ی امروز آنها هجمه ی شدید با چاشنی توهین به کسانی چون رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دستگاه قضا ، ، محسنی اژه ای و...است !
امروز در وبلاگ ها و سایت های طرفدار انحراف بشدت بر روی سکوت رهبری در برابر جریان انحرافی مانور می دهند اما آیا رهبر بصیر انقلاب سکوت کرده اند !؟
در پایان نیز به اختصار بیانات رهبر معظم انقلاب در خلال سفر ایشان به کرمانشاه پیرامون انحراف و ایستادگی در برابر آنرا که در دولت دهم بیان شده است را خدمت دوستان عزیز ارائه می کنم :

" از جمله‌ى اساسى‌ترین کارهائى که بر عهده‌ى بسیج است و در بافت درونىِ هویت بسیج دخالت دارد، عبارت است از حمایت و دفاع از اصول مسلّم اسلامى. این هم در بیانات امام هست؛ اصول تغییرناپذیر اسلامى . اینجا بسیج، یک نقش فرادوره‌اى پیدا میکند. بسیج نگاه میکند ببیند که این حرکت عمومى انقلاب و نظام از مسیرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است که انحراف به وجود نیاید؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسیج در مقابل آن مى‌ایستد. این از جمله‌ى خصوصیاتى است که مربوط به بسیج است؛ یعنى در مقابل انحرافات مى‌ایستد

 

[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 21:25 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

تحلیل بر انیمیشن گربه چکمه پوش (puss in boots) تحلیل بر انیمیشن گربه چکمه پوش (puss in boots)

نقدی جذاب و خواندنی بر انیمیشن گربه ی پوتین پوش (puss in boots) که توسط کمپانی دریم ورکس روانه بازار شده است


گربه ی پوتین پوش (puss in boots) به کارگردانی کریس میلر (Chris Miller) نیز با اقتباسی آزاد در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی دریم ورکس پا به عرصه رقابت با آثاری چون ” رنگو ” و ” پاندا کنگ فوکار ۲ ” نهاده است. گربه ی پوتین پوش علیرغم بهره بردن از این داستان پُر نوستالژی، دست به دامن یکی از کاراکتر های سری انیمیشن های ” شرک ” است تا شاید بتواند جایزه اسکار ۲۰۱۲ را از دیگر رقبایش برباید.

گربه ی چکمه پوش دست خوش حوادثی قرار می گیرد و به یتیم خانه ای در شهری غریبه راه پیدا می کند. او و تخم مرغی (هامپتی دامبتی) که به دوستی بر می گزیند مورد توجه سرپرست یتیم خانه قرار می گیرند. هامپتی دامبتی با شنیدن داستانی در مورد جک و لوبیای سحر آمیزش به کمک گربه ی پوتین پوش در پی یافتن لوبیای های سحر آمیز می افتد. دری به تخته می خورد و گربه ی پوتین پوش به قهرمانی بزرگ تبدیل می شود. قهرمانی باد آورده علتی می شود برای شکافی بین دوستی گربه ی پوتین پوش و دوست صمیمی اش که آینده ای پر از انتقام و خیانت را رقم می زند.

هامپتی دامبتی با تدارک دیدن حوادثی ( که اصلا امکان پذیر نیست و با عقل آدمی جور در نمی آید؛ با عقل تخم مرغ را نمی دانم!!) از مهارت جسمی گربه ی پوتین پوش استفاده می کند و با استفاده از لوبیای سحر آمیز به قلعه ی آسمانی راه پیدا می کند و جوجه ای که تخم طلا می گذارد را می رباید. هامپتی دامبتی بعد از ربودن جوجه، گربه را در کویری بی آب و علف رها می کند. کیتی سافت پاوز (دختر گربه ای که در سناریوی خیانت هامپتی دامبتی نقش ایفا کرد) قمار عشق را به گربه ی پوتین پوش می بازد و برای کمک او خود را به خطر می اندازد. خیانت هامپتی دامبتی به گربه سطحی تکنیکی بود که در سطح استراتژیک خیانت به شهر را رقم می زند. مادر جوجه، غول قلعه آسمانی، برای برگرداندن جوجه اش به شهر حمله می کند. اینجاست که گربه ی پوتین پوش با موعظه اش هامپتی دامبتی را بر سر عقل می آورد و با کمک کیتی سافت پاوز شهر را نجات می دهد.

تحلیل بر انیمیشن گربه چکمه پوش (puss in boots) تحلیل بر انیمیشن گربه چکمه پوش (puss in boots)

داستان غیر خطی، طنز های موقیعت و کلامی، لوکیشن و رنگ آمیزی های چشم نواز، کودک و بزرگسال را از همان اول مبهوت خود می کند تا داستان را تا آخر دنبال کند. این جاست که نویسنده و کارگردان از گاف های داستانی خود فرار می کنند و از خرده گیری های منتقدین رهایی می یابند. داستان گربه ی پوتین پوش علاوه بر آموزه های اخلاقی، دارای مضامین سیاسی و استراتژیک دقیق و هدفمندی ست که نگارنده را بر آن داشت تا به آن ها بپردازد.
قهرمان داستان یتیمی ست که اصالت جنین (مفهومی مقابل اصالت رحم) را در ذهن مخاطب القا می کند. شیوع زنا زادگی در غرب، حاکمان رسانه را بر آن داشته تا با مشروع نشان دادن آن، سرپوشی بر بی بند و باری جوامع تحت حکومتشان بگذارند. این بی بند و باری المانی ست که در اکثر آثار سینمایی غرب دیده می شود که بارزترین آن سریال موفق و جهانی “لاست” می باشد که همه شخصیت هایش زنا زاده هستند. در برابرِ گربه ی پوتین پوش شخصیت جوجه را می بینیم که والدش آشوب و تخریب شهر را عامل می شود. اصالت رحم به شدت تخریب شده و اصالت جنین در برابر آن قد علم می کند و سر پوشی بر بی بند و باری نظام های از هم پاشیده غرب می گذارد.

وقتی خود را به جای کودک آمریکایی قرار می دهم؛ می بینم سرباز آمریکایی حق دارد به عراق و مصر حمله کند. او یتیمی در آن کشور هاست. شاید با خودش مصیبت هایی مثل غاز سحر آمیز (نا مبارک!! و صدام) را به دنبال داشته باشد ولی یادم نمی رود که می خواهد غاز را فراری دهد و شهر را آزاد کند. هدفش رهایی و آرامش مردم و شهر است؛ اما خوب چه کند که گاهی (همیشه!!) سرکنگبین صفرا می فزاید. امروزه برای سیاسیون و قشر متفکر جوامع، روشن است که عامل این دست اتفاقات چیزی جز دست های پشت پرده ی آمریکایی و اسرائیلی نیست اما وظیفه رسانه های آمریکایی چه می شود؟ آیا او می خواهد که کودکان به رشد فکری برسند یا آن ها را با اغوا مردگانی بار آورد که فقط نفس می کشند؟ آمریکا برای اقدامات نظامی خود به اطمینان، پشتیبانی و رضایت مردمش نیاز دارد. بودجه صد و سی میلیون دلاری این اثر، رضایت اذهان اغوا شده ی عمومی ای را کسب کرده تا آینده ی اقدامات نظامی، غیر انسانی و خلاف حقوق بشریش را تضمین کند؛ بله خوب مهندسی رضایت، هزینه هم دارد.

منبع:ظهور12

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 13:22 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

در شرایطی که رژیم صهیونیستی در راستای لفاظی‌های ضدایرانی خود از مطرح بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت می‌کند، یک روزنامه اسرائیلی در گزارشی به گزینه سوم و استفاده از اینترنت برای ایجاد بی ثباتی در ایران پرداخت.

خبرگزاری فارس: پیشنهاد هاآرتص برای ایجاد بی‌ثباتی در ایران با استفاده از اینترنت

  روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی به قدرت جهان برای استفاده از اینترنت جهت ایجاد ناپایداری در نظام ایران پرداخت که خلاصه این گزارش به شرح زیر است؛

اقدام نظامی و سیاست "مهار و بازدارندگی" از طریق اعمال تحریم های اقتصادی بر ایران ممکن است تنها گزینه های موجود برای مقابله با جاه طلبی های برنامه هسته ای ایران نباشد؛ از دید ما یک گزینه سومی نیز وجود دارد که با اتخاذ آن احتمال تضعیف اساسی، مسالمت آمیز و سریع نظام ایران شدنی است و گزینه ای است که بر اساس باور ما تل آویو می تواند آن را وارد بازی کند؛ در این گزینه از قدرت اینترنت در قبال ایران استفاده می شود.

در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل مدت هاست که قدرت اینترنت در تضعیف نظام ایران را دریافته، آمده است: در دسامبر سال 2009 میلادی روزنامه هاآرتص به نقل از نتانیاهو خطاب به کمیته دفاع و امور خارجی کنست (پارلمان اسرائیل) نوشت که استفاده از قدرت اینترنت و سایت اجتماعی "توئیتر" علیه نظام ایران یک موضوع فوق العاده ای است که آمریکا نیز می تواند آن را عملی کند.

این گزارش افزود: متاسفانه این اتفاق نیفتاد و در حالیکه کنگره آمریکا نزدیک به 100 میلیون دلار را برای حمایت از این رویکرد اختصاص داد اما وزارت خارجه آمریکا اجرای این رویکرد را خنثی کرد و مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا اهمیت برنامه های محاصره فایروال را تقبیح کردند و این در حالیست که ما بر این باوریم که فایروال های اینترنتی ایران را می تواند سریعا و به طور قابل توجهی با استفاده از تخصیص حدود 20 میلیون دلاری که در شرایط فعلی بلا استفاده در بودجه وزارت خارجه آمریکا مانده است،‌ بی اثر کرد.

هاآرتص با اشاره به درخواست "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا از اسرائیل در رابطه با صبر در استفاده از گزینه نظامی علیه ایران نوشت: به همین دلیل، ما بر این باوریم که اگر اسرائیل اجرای یک طرح ابتکاری قوی در رابطه محاصره فایروال در ایران را به عنوان نماد مهم عزم آمریکا در مقابله با ایران تعریف کند، در این صورت عدم اقدام سریع دولت آمریکا در این رابطه بسیار دشوار خواهد بود.

این روزنامه صهیونیستی در ادامه نوشت: چنین اقدامی به ایرانیان اجازه خواهد داد تا به سایت های "یوتیوب"،‌ "توئیتر" و "فیس بوک" دسترسی داشته باشند؛ این اقدام به سران جهان و نخست وزیر اسرائیل اجازه می دهد تا نشست های تعاملی شهری را با صدها هزار ایرانی که در فضای اینترنت نظارت و سانسور نمی شوند، مدیریت کند.

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 12:43 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

خبرگزاری فارس: همایش نقد و بررسی بازی «میدان نبرد ۳» در اصفهان برگزار می‌شود

 مدتی است که بازی رایانه‌ای "بتل‌فیلد 3" (میدان نبرد 3) در بازارهای سراسر جهان منتشر شده است. بازی «بتل‌فیلد ۳» یا «میدان نبرد ۳» یک بازی ویدئویی اکشن از مجموعه بازی‌های بتل‌فیلد است که توسط شرکت سوئدی DICE تولید و توسط شرکت الکترونیک آرتز برای پلی‌استیشن ۳، ایکس‌باکس ۳۶۰ و ویندوز منتشر شده است.

 

این نشست روز دوشنبه 8 اسفند ماه ساعت 14 در تالار پیامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار خواهد شد.

 

سال ۲۰۱۴، گروهبان دوم «بلکبرن» از اعضا نیروی دریایی آمریکا به منظور مبارزه و مقابله با عملیات‌های تروریستی گروه نظامی با عنوان " Peoples Liberation and Resistance " به معنای «گروه آزادی و مقاومت مردمی» که در بازی با عنوان PLR یاد می‌شود به سلیمانیه عراق اعزام می‌شوند. پس از آن گروهبان «بلکبرن» و تیمش برای دستگیری «البشیر» (Al-Bashir) به سمت «تهران» می‌روند. در خزانه بانکی در تهران که مملو از دلارهای آمریکایی است! در می‌یابند که «پی ال آر» به تجهیزات هسته‌ای قابل حمل روسی دست یافته‌اند و اینکه ۲ دستگاه از این تجهیزات مفقود شده است.

«بلکبرن» درخواست پشتیبانی می‌کند و کاروان نظامی «ام ۱ آبرامز» که به وسیله سرجوخه «میلر» برای کمک به گروه «بلکبرن» آمده ولی سرجوخه میلر توسط PLR اسیر می‌شود. و گلوی سرجوخه «میلر» توسط «سلیمان» در یک اقدام تروریستی بسیار شبیه به اقدامات القاعده در مقابل دوربین بریده می‌شود.

طی عملیاتی در تهران البشیر دستگیر می‌شود و در آخرین جملات قبل از مرگ، از قصد سلیمان مبنی بر انفجار دو سلاح هسته‌ای در نیویورک و پاریس سخن به میان می‌آورد.

اما پس از مدتی بمب هسته‌ای در پاریس منفجر می‌شود و 80 هزار نفر کشته می‌شوند؛ و بالاخره پس از درگیری‌های فراوان سلیمان توسط بلکبرن کشته می‌شود و بلکبرن سلاحی را که قرار است در نیویورک منفجر شود در اختیار می‌گیرد.

 

لازم به ذکر است عرضه بازی سیاسی و بحث‌برانگیز «میدان نبرد ۳» که در آن به خاک ایران به عنوان یکی از دشمنان اصلی آمریکا، تعرض شده و مورد حمله قرار می‌گیرد، تاکنون انتقادها و بحث‌های زیادی را به همراه داشته است. عرضه این بازی در زمانی صورت گرفت که رسانه‌ها و دولتمردان آمریکایی شدیداً سعی دارند تا ایران را به بهانه‌های مختلف و اتهامات جعلی و ساختگی در جامعه بین‌الملل و اذهان عمومی تحت فشار شدید قرار دهند و بحث در خصوص حمله نظامی به ایران بر سر زبان‌ها افتاده است. در این زمینه آمریکا اقدامات و فعالیت‌های ایران‌هراسانه زیادی انجام داده که نمونه آن عرضه همین بازی بوده است.

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 12:41 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

ويدئو كليپي از شهيد مطهري درباره 4شنيه سوري

حجم:2.08mg


از اينجا دريافت كنيد

[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 12:23 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]

اسكار جايزه نظام يك درصدي

«حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را مي خواهند.»
شهيد سيد مرتضي آويني
نمي دانم بايد تبريك گفت يا تسليت وقتي ذائقه مسئولين سينمايي جمهوري اسلامي ايران با ذائقه سينمايي نظام سرمايه داري هماهنگ شده است. «جدايي نادر از سيمين» فيلمي كه جوايز متعددي از جشنواره بيست و نهمين فيلم فجر را به خود اختصاص داد، امروز از جانب سينماگران نظام سلطه بر صدر مي نشيند و تقدير مي شود، اين يعني ماحصل تلاش مسئولين فرهنگي و سينمايي ما در سي و دومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي همان مي شود كه آمريكا و متحدانش مي پسندند. اما كاش به همين جا ختم مي شد! چيزي كه دل مردم مؤمن و انقلابي را مي سوزاند لبخندهاي كش دار و نامه هاي تبريك برخي از مسئولين به مناسبت اين جوايز است درست همان اتفاقي كه پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط شيرين عبادي افتاد. واكنش هايي اين چنين پيش از آن كه غفلت و خوابزدگي مسئولين را نشان دهد وارونگي ارزش گذاري در سياست هاي فرهنگي مان را به رخ مي كشد. هم ما و هم شخص اصغر فرهادي بهتر از هر كس ديگري مي دانيم كه فيلم او متأسفانه مورد حمايت ويژه دولت و دولتمردان قرار گرفته و باز هم متأسفانه نماينده وزارت ارشاد دولت دهم هم در مراسم اسكار بوده است، پس بهتر است آقاي فرهادي بيش از اين ژست استقلال، فراجناحي و غيرسياسي بودن را نگيرند كه اين قبيل سخنان از زبان ايشان بيشتر به يك لطيفه خنده دار شبيه است و موجب انبساط خاطر مي گردد.
برخلاف برخي مسئولان فرهنگي ما كه هميشه ژست روشنفكري(!) مي گيرند، تكنيك را از محتوا جدا مي كنند و در نتيجه سياه ترين فيلم ها را با بودجه هاي دولتي مي سازند، فقط به اين بهانه كه كارگردان و عوامل آن را افرادي حرفه اي تشخيص مي دهند، نظام سرمايه كار خود را خوب بلد است. آنها خوب مي دانند تكنيك از محتوا جدا نيست نشان به آن نشان كه چارلي چاپلين را از سال 1953 به ايالات متحده راه ندادند فقط به اين دليل كه معتقد بودند او ايده هاي كمونيستي دارد. تكنيك از محتوا جدا نيست اگر چنين بود سازمان CIA در دوران موسوم به «مكارتيسم» كميته هراس (نامي كه هنرمندان آمريكا بر اين كميته گذاشتند) تشكيل نمي داد و صدر تا ذيل هاليوود را شخم نمي زد فقط به اين بهانه كه در هاليوود ايده هاي كمونيستي نفوذ كرده است؛ اگر چنين بود «برتولت برشت» بازجويي نمي شد و دست آخر 10 تن از دوستان و همكارانش به زندان نمي افتادند فقط به اين دليل كه در فيلمنامه شان نظام سرمايه داري را به چالش كشيده اند.
تكنيك خوب در خدمت ذهن بيمار، همچون شمشيري است در كف زنگي مست؛ اتفاقي كه براي اصغر فرهادي افتاد تا قوت و قدرت فيلمنامه نويسي و كارگرداني او در اختيار ذهن بيمارش قرار گيرد. ذهني كه از غرب سراسر توحش و دروغ، سرزمين رؤياها بسازد؛ سرزمين راستگوها؛ سرزمين صداقت و درستي! ارزش اين بهشت آنقدر هست كه براي رسيدن به آن مجاز به ترك همسر و طلاق هستي پس حفظ نهاد خانواده در درجه دوم قرار مي گيرد؛ اينها نتيجه ذهن بيماري است كه در تحجر غرب زدگي پوسيده است و البته ذهن بيمار اصغر فرهادي تا زماني مورد حمايت غرب است و جوايز آنان را دريافت مي كند كه زبان نظام سرمايه داري در ايران باشد يعني داخل ايران و براي ايرانيان فيلم بسازد در غير اين صورت مانند دستمال كهنه اي به سطل زباله فرستاده خواهد شد صحت اين ادعا را او مي تواند از گلشيفته فراهاني بازيگر فيلم «درباره الي» ساخته قبلي آقاي فرهادي كه با حمايت ويژه دولت در جشنواره قبلي فجر نيز جوايز ويژه اي را دريافت كرد سؤال كند!
بياييد با هم به عنوان يك شهروند اروپايي يا آمريكايي، مردم ايران را از دريچه دوربين اصغر فرهادي نگاه كنيم؛ چه مي بينيم؟ مردمي كه دروغگو هستند، شخصيت هاي داستان همگي دروغ مي گويند به جز سيمين و سيمين همان كسي است كه همه كار مي كند براي اينكه به اروپا يا آمريكا پناهنده شود چون از سرزمين دروغگوها خسته شده و مي خواهد به سرزمين راستي و درستي پناه ببرد. پس از تماشاي اين فيلم، يك شهروند اروپايي يا آمريكايي به خود افتخار مي كند چون ساكن چنين سرزميني است كه سيمين آرزوي رسيدن به آن را دارد و البته براي مردم ايران متأسف مي شود كه چقدر راحت دروغ مي گويند. حالا ساكنان سرزمين هاي هميشه ابري غرب و دستان هميشه خون آلود نظام سرمايه داري غرب چرا نبايد به فيلم فرهادي جايزه بدهند؟! فيلمي كه آنها را نماد راستي و درستي نشان مي دهد و مردم ايران را تماماً دروغگو و رياكار؛ راستي! اين روزها ايالات متحده چقدر تلاش مي كند كه ايرانيان را در مسائل سياسي (از جمله هسته اي) دروغگو جلوه دهد و حالا يك ايراني اين كار را انجام داده است. بهتر از اين هم مي شود...؟!
اين بود هديه اي كه آقاي فرهادي پس از گرفتن جايزه نظام سرمايه داري- همان يك درصدي كه مردم دنيا عليه اش شوريده اند- آن را به مردم كشورش تقديم كرد. حال پس از تحقير ملت شريف ايران به دست اصغر فرهادي بايد از برخي مسئولين و رسانه ها كه بعد از دريافت جايزه اسكار دچار افت فشار خون شده و لبخند بر لبانشان ماسيده است، پرسيد: اين نيش هاي تا بناگوش باز شده به سمت غرب براي چيست؟
سيدمحمد عماد اعرابي

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 23:2 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]
فرزند شهید یزدانی فرمانده یگان توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آستانه انتخابات با نگارش نامه به علی مطهری به برخی اقدامات سیاسی و عملکرد وی در مجلس هشتم انتقاداتی را وارد کرده است

متن نامه امیر حسین یزدانی به علی مطهری به شرح زیر است:

بسمه تعالی

جناب آقای مطهری، فرزند معلم شهید استاد مطهری

با اهداء سلام به حضور انورتان؛

اینجانب امیر حسین یزدانی، فرزند سردار شهید حاج غلامرضا یزدانی، از جنابتان سوالاتی داشتم که مدتهاست بنده را به فکر واداشته، که البته جواب بعض آنها را خوب می دانم، لیک برای اینکه خدای ناخواسته اشتباهی درمورد شما نکرده باشم، خواستم حضرتعالی خود جواب این سوالات را بفرمایید، شاید شبهه از دل ما پاک شود! و شاید بفهمم و قبول کنم که چرا بازهم نامزد شده اید.

سوال اول: شما در دور قبل انتخابات مجلس، با حضور در لیست جبهه اصولگرایان و اصطلاحا حامیان رییس جمهور به مجلس راه یافتید، سپس با عملکرد شما، طوری پیش آمد که در این دوره اصولگرایان شما را اصولگرا نیافتند این مساله را چگونه توضیح میدهید؟ آقای مطهری! اینکه حاج اسماعیل کوثری از تریبون همین مجلس در مورد بعضی رفتارهای شما اظهار تاسف نمودند را یادتان هست؟ برای ملت ایران توضیح بفرمایید که چه اتفاقی افتاد؟

2: آقای مطهری! اینکه شما از تریبون رسمی مجلس، به یک نماینده که اتفاقا از هم لیستی های خودتان! در همین شهر تهران بود، زشت ترین و رکیک ترین  الفاظ را بکار بردید که بنده شرم میکنم در نامه ذکر نمایم چه توجیهی داشت؟ آیا شما مجلس آزاد را اینطور تفسیر می کنید؟ آیا آزاد مردی را در آزاد فحشی می دانید؟ آیا حریت اینست؟ آیا مجلس شورای اسلامی کشور را با مجالس ملی ترکیه و کویت و افغانستان یا...که در آنها چنین اتفاقاتی افتاد قابل قیاس می دانید؟

3: می خواستم بدانم آقای مطهری! احیانا اگر به آن عزیزتر از جان، زیاد نقد دارید، به خدمت استاد شهید مطهری، به محضر مبارک و منور و ساحت قدوسی آن عزیز دل پیامبر بزرگ اسلام، بزرگ فرزانه علم و حکمت، آن دانشمند تمام و کامل، آن پیر عرفان و فلسفه و حکمت، آن شهید راه حق، آن عالم سالک مجاهدی که هنوز دنیا از ابعاد علمی ایشان سیراب نشده و نخواهد شد هم نقد وارد می دانید؟

4: آقای مطهری! اصولا این جمله حضرت روح الله(ره) که فرمودند هرگاه دیدید دشمن از شما تعریف میکند، بدانید که به بیراهه میروید را شنیده اید؟ آیا به آن اعتقاد دارید یا به این جمله حضرتشان نقد دارید؟ اگر اعتقاد دارید بفرمایید که یادتان هست که بعد از فتنه، بایگانی اخبار سایت جرس(زنگوله) را شما با افاضات مبارک پر کرده بودید؟ اصولا لیست اخبار سایت جرس، شده بود تریبون نقدهای شما نسبت به حاکمیت و فرد برنده انتخابات، آیا این را می دانستید؟ یا اینکه احیانا به این اقدام زنگوله چیان نقد داشتید؟

5: آقای برادر! میخواستم فقط یک کلمه مطلع باشم که آیا میدانید 7 پیشنهاد شما در قضایای فتنه، مورد توجه جرس و کلمه(...) و امثالهم قرار گرفت که هیچ، تبدیل شده بود به خواست عمومی آنها؟ اگر نمی دانستید برایتان متاسفم. اگر می دانستید که...

6: آقای استاد! کتابی چاپ نمودید در همین چندماه اخیر با نام "نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر". خواستم بدانم انگیزه تان از چاپ تصویر "عبدالبهاء" به شکل نمایان و بزرگ روی جلد کتاب چه بود؟ آیا در سرچ اینترنت عکس ایشان را اشتباها یافتید یا قصدتان این بود که بگویید ما به ایشان نقد داریم؟! یا اصلا ازدستتان در رفته بود؟ بفرمایید، میشنویم. فقط بگویم که میتوانید به راحتی بفرمایید گزینه آخر، و خودتان را راحت نمایید. و ضمنا اینکه تصویر امام عزیزمان را به شکلی جزیی نمایان ساختید!

7: آقای اخوی! خواستم بدانم بعد از فوت آقای منتظری، انگیزه تان از مصاحبه و خاطره گویی از ایشان در سایتهای خبری چه بود؟ ضمنا آیا شما اصولا به ایشان نقد داشتید یا ایشان را مبرا از هرگونه خطایی میدانستید؟ آیا وقتی ایشان به شما گفته بودند که "علی! دیدی بامن چه کردند؟" شما ازخود حرکتی نشان دادید یا اینکه کلا هیچ نقدی به ایشان وارد نمیدانستید؟ ضمنا اینکه آیا از اینکه استاد بزرگ مطهری را یار دیرین ایشان بدانید، خوشحال هستید یا نه؟ صرفا جهت اطلاع میخواستم بدانم وگرنه اشکالی که ندارد زبانم لال.

8: به خاطر علاقه وافرتان به حاج آقای هاشمی رفسنجانی می پرسم، آقای فرزند استاد! لطفا بفرمایید که آیا شما اصولا به حاج آقا نقدی وارد میدانید؟ به نظر شما کدام جمله درست تر است؟البته نظر امام عزیزم را میدانم، نظر شما را میخواهم، "هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است" یا "نهضت زنده است، چون هاشمی زنده است" کدامیک آقای استاد؟

9: دکترجان اصولا می دانم همه چیز برمی گردد به مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی، اما خواستم بپرسم که آیا کلا به نظر شما رییس جمهور فعلی اقدام مثبتی هم داشته یا نه، کلا فقط همه چیز برمیگردد به مناظره؟! اصولا آیا چیزی هم هست که برنگردد به آن مناظره؟ سوالست دیگر!

10: آقای فرزند شهید! کلا نظر شما راجع به شهدا چیست؟ آیا نقد دارید، یا همه چیز برمیگردد به مناظره؟ من نشنیدم هیچ وقت کلامی راجع به "شهید غلام کبیری" فرمایش کرده باشید، احتمالا ایشان اگر مناظره نشده بود شهید نشده بود و آن فتنه گر هم درخانه اش نشسته بود و به مردم خداجویش آرامش میداد و قول پیروزی در انتخابات 92 را می داد؟

11: فرزند استاد! نظرتان راجع به جمله "میزان گذشته افراد است" چیست؟ حداقل بنده که فکر میکنم شما التزام عملی خود را اگر هنوز هم به ولایت فقیه نشان نداده باشید، به این جمله نشان دادید؟

12: آقای فریمانی! در مقاله تان در اوج وقایع فتنه فرمایش کردید که چرا با معترضان با خشونت رفتار میشود، بگذارید در دانشگاهها چندتا شعار(فحش) بدهند تا تخلیه گشته و همه چیز رو به آرامش بگذارد. میخواهم بدانم آیا به ارزش یک پنج ریالی غیرت برای بسیجیها قایل بودید یا احیانا کلا همه چیز را از مناظره می دانستید؟ آقای فریمانی، جلوی چشم بنده زیر پل حافظ یک بانک را به آتش کشیدند، در چند صد متری یک ساختمان چند طبقه در آتش سوخت، اتوبوسها و تلفنهای عمومی و سطل آشغالها را اسم نمیبرم، آقای فریمانی قتلها را یادآور میشوم، آیا براستی! نه جدا شما را بخدا! براستی آشوب و خشونت و درگیری را ابتدا به ساکن، نیروی انتظامی آغاز نمود؟؟ یا کلا همه چیز برمیگردد به مناظره؟

13: آقای مطهری! برادر من، اصلا شما آیا فتنه 88 را فتنه میدانید؟ یا نسبت به کاربرد این کلمه نقد دارید؟

14: آقای مطهری! از نظر من عدم حضور در جبهه ها اصلا ایرادی نیست، اما فقط خواستم بدانم که شما احیانا سوابقی در دفاع مقدس داشته اید؟ و بقول حاج سعید، علی آقا! زمان کربلای 5 کجا بودی شما؟ البته موردی نیست، فقط از این باب گفتم که روایتی شنیده بودم که عالمی که جهاد نکرده باشد بر شعبه ای از نفاق می میرد، البته همه چیز به مناظره ها برمیگردد و بنده هم جهاد نکرده ام شاید بر شعبه ای از زبانم لال نفاق مردم! آهان آهان راستی! قضیه "وزن حبرالعلما..." بله بله توجیه شدم!

15: شنیده ام انگار فرموده اید که خدا هم بالاتر از عدالت نیست، آیا وقت میدهید به محضر انورتان برسم و من بیسواد را از عمق این جمله مبارک مستفیض بگردانید؟

16: آقای برادر، شایعه ای بر سر زبانها افتاد که جنابتان دانشجویان معترض به یکی از تصمیمات متخذه را اراذل و اوباش و ساندیس خور دانسته اید، خواستم بپرسم حقیقت که احیانا ندارد؟ چون می گویند زبانم لال منظورتان همانهایی بوده که آقایم به آنها افسران جوان جنگ نرم لقب داده!! همان که هست امامم، همه وجودم به فدایش، همو که قطره قطره خون خود را روزی به فدایش خواهم نمود...

17: آقای مطهری! آقای روانبخش میفرمایند بعضی بحث و فحص های جنابتان را فرج دباغ فراری، سروش شیطانی، مزدور قلم به دست، حامی براندازان قبلا مطرح نموده و جوابش را هم گرفته، اما بازهم توسط شما مطرح شده. فقط بفرمایید که انشاا... آقای روانبخش اشتباه میفرمایند، یا احیانا بفرمایید به آقای سروش نقد وارد میدانید؟ به اکبر گنجی چطور؟(دوست فرج). به آقای سازگارا و نوری زاده چطور؟(دوستان گنجی) به موسوی چطور؟(دوست دوست سازگارا و نوریزاد و ریگی!)

18: آیا جمله روح خدا، خمینی کبیر(ره)، ارواح العالمین له الفداء مبنی بر اینکه " ولی فقیه همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امراداره جامعه داشت دارا می باشد، و بر همه مردم لازم است که از اواطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیش تر از حضرت علی(ع) بود، یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است، باطل و غلط است" را قبول دارید یا نسبت به آن نقد جدی دارید و ولایت فقیه را فقط در حد خاصی قبول دارید؟

19: آقای مطهری نظر شما را میخواستم شفاف راجع به نامه حاج آقای هاشمی در شب انتخابات بدانم، و اینکه آیا این نامه باعث کد دادن به آشوب گران عزیز(مزدبگیران منافق مسلح که قطعا و مسلما غیر از 40 میلیون رای دهنده بودند) نشد؟ آیا سکوت مطلق! حاج آقا و سفارش حاج خانم، و ساندویچ خوردن دختر بابا، و سکوت شوهر خواهر مبارک(که با مبارک عکس داشتند) و نیز سکوت سید دوره گرد و سید پشت پرده و حاج آقای ساکن قم و آن یکی حاج آقای ساکن قم و آن یکی دیگه و نیز بعضی نمایندگان خوش تیپ و بعضی روسا و وزرای سابق و مسئولین اسبق را در دور گرفتن فتنه 88 موثر می دانید یا...کلا همه چیز به مناظره برمی گردد؟؟ آقای مطهری حال شما خوب است کلا؟ چه خبر؟

20: آقای مطهری آیا اطلاع دارید که 4 اسفند سال گذشته که به جناب هاشمی رفسنجانی اظهار عشق و محبت فرموده و گفتید "قادر به حذف هاشمی نیستند" معلم ابلیس،BBC  و "کلمه" صحبت شما را تیتر یک کردند و درحالت ذوق مرگ تا مرحله احتضار پیش رفتند؟ البته اصولا اشکالی ندارد! مگر بی بی سی شاد بشود چه می شود؟ لابد روح امام هم ازین اقدامات تحسین برانگیزتان راضی است! آقای مطهری دهم مهر سال گذشته نیز یادتان باشد که با ارسال نامه ای به قوه قضاییه، مایه ناراحتی دلسوزان انقلاب و شادی و قهقهه ضد انقلاب در خارج و داخل شدید.

21: برادر گرانسنگ! شما علاقه وافری به بازگشت آقای خاتمی به صحنه سیاست داشتید، می شود توضیح بفرمایید؟ کلا ما صحبت کردن شما را دوست داریم!

22: جناب آقای مطهری! اگر عشقتان می کشد دلیل موجه، متقن، محکم، صریح و روشنتان را برای مخالفت همه جانبه و درواقع مبارزه تان با طرح نظارت بر نمایندگان کمی توضیح دهید. مساله ای که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کردند، و برخی نمایندگان مجلس متاسفانه علیرغم خدمات بسیار عالی شان، در این مساله بشدت نزد ملت ایران سرافکنده اند، متاسفانه.

23: آقای مطهری! شما مدتها اعتقاد داشتید که حوادث بعد از انتخابات بخاطر مناظره شکل گرفت. زمانی هم برشما گذشت که پس از توهین به یک نماینده، به دختر بابا نامه نوشته، و فرمایش نمودید که بخاطر توهین به فائزه باید دق کرد. حال نظر شما چیست که همین ایشان مصاحبه ای در 29 تیر سال گذشته لطف داشتند و تصریح کردند اصلا اغتشاشات 88 ربطی به مناظره مذکور نداشته، و این اتفاقات از قبل سازماندهی شده بوده. کلا حالگیری چیز بدیست، نه؟ مخصوصا اگر از کسی دفاع کنیم، اما ایشان جواب سربالا بدهد.

24: نظر شما راجع به بکار بردن لفظ " فرزندان خدوم و برومند" در مورد اقای موسوی چیست؟ حال اگر این کلمه را جناب مستطاب، آقای هاشمی فرموده باشند چه نظری دارید؟ بعد اینکه اگر همین چندماه پیش فرموده باشند...؟

25: آقای دکتر! شما که خیل زیادی از اصولگرایان را خارج از دایره اصولگرایی می دانید، آیا خود را اصولگرا می دانید؟ البته با توجه به اینکه در بسیاری از لیستهای دوستان اصلاح طلبتان هم ظاهرا جای خوبی باز کرده اید.

26: آقای مطهری! نه نوه عزیز امام امت در حد امام حسین(ع) بود، و نه مردم معترض در حد یزید و عمرسعد. قصد شما از اینکه مردم معترض به سید حسن آقای خمینی را به لشگریان عمرسعد ملعون تشبیه کردید چه بود؟ آیا همین مردم الآن باید به شما رای بدهند؟ آیا گناهشان این بود که سید نیکو را به آن زبان ارشاد کردند، که چرا با فتنه گران میگردی؟ البته اینجانب این شکل اعتراض یکسره و فرصت ندادن برای صحبت را تایید نمی کنم، اما شما میهمانان امام عزیز را لشگریان عمر سعد خواندید؟ کسانی که از دور و نزدیک خود را به مرقد شریف امام امت رساندند لشگریان حضرت صاحب اند یا عمر سعد؟ شما انتظار دارید اینان که از نظر شما لشگر عمرسعد هستند به شما رای هم بدهند؟

27: آقای مطهری در دهه فجر سال گذشته یادم نمیرود که با ارسال نامه ای به تاجزاده، به ایشان گفتید که " در آثار شهید آیت‌الله مطهری دقت‌نظر و تعمق دارید" و ایشان را تحسین نمودید. بنده در این بند هیچ سوالی نداشتم. فقط یک نکته را یاد آوری کنم، و آن، یادآوری اعتراف همین تاجزاده به عدم تقلب، و بازی با روان مردم و قدرت طلبی بود. آقای دکتر! واقعا شاهکار کردید. همین.

28: آقای مطهری! به این سوال بعنوان سوال نسل دانشجو و قشر افسران جوان جنگ نرم توجه بفرمایید. آیا شما اساسا اعتقاد به ظرافت و پیچیدگی در حرکت کردن در مقابل حرکات دشمن دارید؟ آیا اساسا اعتقاد دارید که مسایل اصلی و فرعی واقعا وجود دارند؟ آیا خبر دارید که بعضی نقدهای شما بعنوان حرف دل ضد انقلاب همه جا استقبال می شود و اساسا به عنوان کلماتی همسان با کلمات نیروهای دشمن تلقی می شود؟

29: آقای هاشمی... ببخشید آقای مطهری! امروز سالگرد نامه شماست به آقای لاریجانی، درمورد اینکه اگر برای فائزه هاشمی دق کنیم سزاوار است. آیا شما با مقوله ای بنام ساندویچ آشنا شده اید؟ با مقوله دوچرخه چطور؟ با مقوله چادر مشکی؟ راستی فایل صوتی موهن مورد نظر من و شما را هم حتما شنیده اید؟ خب! بازهم باید اطلاع بدهم که شاهکار کردید!

30: دکتر عزیز! شش ماه از سرمقاله تان در روزنامه شرق می گذرد، که در آن افاضه فرمودید که " با نهضت‌آزادی خوب برخورد نکردیم! و هراس بيجايي از آنها داشتيم " حال یک سوال کوچولو از محضر حافظه مبارک داشتم. جمله حضرت امام مبنی بر اینکه " ضرر نهضت‌آزادی از منافقین بیش‌تر است" را یادتان هست؟ دو حال است!! یا فراموش کردید(که تکلیفتان معلوم است) یا نسبت به حضرت امام امت نقد دارید! مانند دوستان اصلاح طلبتان که می خواستند امام عزیز را به موزه تاریخ بفرستند و مدرنیته را حاکم کنند و به قول دوست شکلاتیتان اصطلاحا از سرتا پا غربی بشوند.

31: آقای مطهری میخواستم بدانم اصولا شما به چه چیزی نقد ندارید؟

32: آقای مطهری! بنده فرزند یک شهید هستم و پدرم از خادمین انقلاب بودند، آقای مطهری! شما بعنوان یک فرزند شهید، در این مملکت اسلامی، چه می کنید؟

انشاءالله که جزو آن دسته از نمایندگانی نبودید که در آنروز کذایی در حین صحبت یکی از مسئولین کشور آنقدر "دو دو" کردند که مقام معظم رهبری(همان عزیزتر از جانی که شما انگار به حضرتشان نقد زیاد دارید) نهیب زدند و خون دل خوردند و آن شد که می دانید...

انشاءالله جزو نمایندگانی نبودید که در یکشنبه سیاه مجلس هشتم آن فضاحت را ببار آوردند...

انشاءا... از کسانی نباشید که با رانت و تبانی عزیز دردانه شده اند...

انشاءا... جزو آنهایی نبودید که به حقوق مادام العمر رای دادند... التماس!دعا

منبع:مشرق

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 22:43 ] [ سانديس خور نظام ] [ ]
درباره وبلاگ

امکانات وب

 جنبش مصاف

<-- start logo cod off http://j-softwar.mihanblog.com/ -->

جهاد نرم افزاری

<--finish logo cod off http://j-softwar.mihanblog.com/ -->

امارگیر حرفه ای سایت