|
يك فنجان فكر دو حبه مغز جنگ نرم و سرد و ...
|
چندي است كه در رسانهها اخبار گوناگوني از شكنجه اسراي
فلسطيني و لبناني و مسلمان توسط شنكجهگران يهودي در زندانهاي رژيم صهيونيستي به
چشم مي خورد.
فارغ از برسي مصاديق شكنجه كه توسط افراد آزاده شده و يا رسانهها منتشر شده است، رد پاي يهود و صهيونيزم در موضوعات مختلف شكنجه اعم از فروش وسايل شكنجه گري، آموزش شكنجه گران و حتي قرار گرفتن در جايگاه شكنجه گر از موضوعاتي است كه نياز به بررسي بيشتري دارد[1]. تاريخچه شكنجه در جهان شكنجه در قرون وسطي و حتي قبل از آن يعني در يونان باستان، روشي براي اقرار گرفتن از بردگان، همجنسبازان، فاسدين اخلاقي و غير مذهبيها بوده است به نحوي كه تا شخص اقرار به گناه نميكرده است حاضر به قطع شكنجه وي نبودند و تا حد مرگ شخص متهم را شكنجه مي دادند[2].
نمونههايي از وسايل شكنجه در قرون وسطي در قرون وسطي قبل از استفاده از برده، ابتدا برده را تحت انواع شكنجه قرار ميدادند تا به گناهها و رفتارهاي اشتباه خود اقرار كند تا بتواند در صورت نياز اعترافات برده را در دادگاه عليه خودش استفاده كنند و بعد از اعتراف برده ميتوانستند وي را خريد و فروش كنند. معرفي گوشهاي از وسايل شكنجه در قرون وسطي صندلي يهودا[3] اين وسيله به نام صندلي يهودا و يا صندلی تفتیش مشهور است که با دیدن عكس نیازی به توضیح نیست؛ این صندلی در آلمان و اسپانیا کاربرد داشته ، اما در انگلیس نوع دیگری از صندلی وجود داشته که در آن، طرف را به جای مرکز ثقل نقطهای، سوار مرکز ثقل خطی میکردهاند و به پاهایش هم وزنه ميبستند.
صندلی تفتیش عقاید[4] این صندلی میخ دار از وسایل کلیسا در دوران قرون وسطی بود؛ در آن دوره هر کس که عقاید مخالف کلیسا اعم از نظرات علمی، سیاسی، اقتصادی داشت، روی این صندلی نشانده شده و روی صندلی پيچ میشد، میخها قابل تنظیم بودند تا جلو و عقب بروند و قابليت حرارت دادن به صندلي براي شكنجه بيشتر نيز وجود داشته است. از اين صندلي در ایتالیا و اسپانیا تا 300 سال قبل و در آلمان و مرکز اروپا تا 200 سال پیش استفاده ميشده است.
دوشيزه آهني[5] متهم درون تابوت قرار گرفته و تدريجا ميخهاي تعبيه شده درون تابوت وارد بدن متهم ميشود، البته ميخها به گونهاي تعبيه شدهاند كه از وارد شدن به نقاط حساس بدن جلوگيري شود.
شكنجه در دنياي مدرن اگر چه بنابر قوانين بينالمللي شكنجه كردن متهمين براي گرفتن اعتراف از آنها عملي غير قانوني و غير انساني تلقي ميشود، لكن كشورهاي اروپاييي، آمريكا و رژيم صهيونيستي در صدر شكنجهگران قرا گرفته و كماكان براي اعتراف گرفتن و تفريح با متهمين و زندانيان، اقدام به شكنجه زندانيان ميكنند. به عنوان مثال ماجراي شكنجه زندانيان عراقي در زندان ابوغريب[6]، افشاي شكنجه زندانيان در گوانتانامو، خاطرات زندانيان از شكنجه شدن در زندانهاي رژيم صهيونيستي و ... همه حاكي از وجود شكنجه در زندانهاي غرب و يهوديان است. نظر يهود درباره غير يهودي و نحوه ارتباط با آنها از نظر يهوديان، غير يهوديان به عنوان انسان درجه 2 شناخته ميشوند و تنها يهوديان قوم برگزيده خداوند هستند؛ از نگاه يهود، غير يهوديان به دليل تخلف از هفت فرمان نوح، مرتكب گناه شده و مستحق مرگ هستند بنابراين هر يهودي ميتواند و واجب است كه غير يهودي را به دليل افكار و عقايدش به قتل برساند[7]؛ اخيرا در كتابي به نام "عقائد پادشاه" كه تسط دو نفر از خاخامهاي يهودي در سرزمين اشغالي نوشته شده است، يهوديان براي نجات اسرائيل و همچنين قوم يهود، ميتوانند هر غير يهودي حتي كودكان فلسطيني و عرب را به قتل برسانند. ادامه مطلب [ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 16:35 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
«برات آرزوی وزیرستان می کنم» نام انیمیشنی است که به سفارش دولت کارگر انگلیس ساخته شده است. هدف از ساخت این انیمیشن جلوگیری از افراط گرایی در بین مسلمانان جوان اعلام شده است.
پس از پخش قسمت هایی از این انیمیشن و به دلیل بازخوردهای غیرقابل انتظاری که در پی داشت، دفتر امور خارجه انگلیس متهم به این شد که این انیمیشن در جلوگیری مسلمانان جوان از افراط گرایی اسلامی ناموفق بوده و فقط بودجه اختصاصی را تلف کرده است.
مقامات انگلیسی بیان داشته اند که بودجه ساخت این انیمیشن 33 هزار پوند بوده است. این انیمیشن داستان هشداردهنده ای در مورد دو برادر مسلمان انگلیسی است که تصمیم می گیرند به گروهی از مبارزان اسلامی واقع در مرز افغانستان و پاکستان بپیوندند. با این حال، منتقدان این انیمیشن، از جمله اعضای جامعه مسلمان انگلیس، خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده و اظهار کرده اند که این فیلم کاملاً ساده لوحانه و ناپخته است.
این انیمیشن ، که در آن از تکنیک های گرافیکی بازی های رایانه ای و نیز صحبت های کوچه بازاری جوانان استفاده شده است، بدین شکل شروع می شود که این دو برادر در انجام وظیفه شان یعنی پرتاب خمپاره از یکی از کوه های منطقه وزیرستان پاکستان ناموفق می شوند. در طول داستان در صحنه هایی که به گذشته بر می گردد بینندگان متوجه می شوند که این دو نفر چطور از خانه شان در انگلیس به اردوگاه های آموزشی اسلام گرایان در پاکستان راه یافته اند. داستان از دید برادر کوچک تر که نامی هم ندارد بیان می شود که قبول کرده است به خاطر بردار بزرگش ابو وارد این کار شود. در این داستان علت انجام این کار توسط ابو نوعی عقده بیان می شود، بدین صورت که وقتی وی 11 سال سن داشت به همراه دو دوست سفیدپوستش در حین بازی در ساحل، مورد اذیت و آزار نژادپرستان قرار می گیرند.
در طول داستان نشان داده می شود که این دو برادر قبل از اینکه به مبارزان در وزیرستان بپیوندند مشغول تماشای یک سری فیلم های آموزشی اسامه بن لادن هستند. برادر کوچک تر در خصوص این فیلم ها می گوید که آنها شبیه بازی رایانه ای «ندای وظیفه» هستند با این تفاوت که این فیلم ها جذابیتی ندارند. پس از سفر آنها به وزیرستان، برادر کوچک تر از خانه جدیدشان در پاکستان و استقبالی که از آنها می شود، احساس رضایت نمی کند. وی می گوید: «همش به این فکر می کردم که کی به اینجا می رسیم. برادر، ما راه رو درست اومدیم؟ اولین کاری که اونا کردند این بود که دست و پای ما رو بستند و شروع به بازجویی کردند. آنها به من گفتند که داشتند مسائل امنیتی رو رعایت می کردند و این مسئله رو شخصی نگیریم. ولی اگه راستش رو بخوای، وقتی یه آدم چاق دستش رو روی ... (مربوط به خود فیلم است) تو می ذاره، این کار کاملاً شخصی می شه». در واقع این انیمیشن بر این است که بگوید مسلمانان دارای عقده های روانی مختلفی از جمله مسائل جنسی هستند.
پس از عدم موفقیت این دو برادر در مأموریت پرتاب خمپاره، آنها به انگلیس بازمی گردند که در آنجا دستگیر می شوند. این فیلم بدین صورت تمام می شود که ابو در نامه ای به برادرش از وی طلب بخشش می کند و بدین شکل نشان می دهد که از کار خود پشیمان است و نباید این راه را انتخاب می کرد. با این حال، با توجه به بازخوردهای ارائه شده، این انیمیشن هدف مورد نظر سازندگان انگلیسی، یعنی تغییر نگرش در بین جوانان مسلمان انگلیس، را برآورده نساخته است. یکی از بینندگان آن این طور نظر داده بود: «مجاهدین، حماس، القسام، طالبان، به پیش». اعضای برجسته جامع مسلمان نیز خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده اند. دکتر محمد شهید رضا، امام مسجد مرکزی لیسستر، در مورد آن گفته است: «این انیمیشن ساده لوحانه و ناپخته است. ویژگی های مبارزانی که این دو برادر با آنها مواجه می شوند کاملاً غیرواقعی است». دکتر غیاث الدین صدیقی، مؤسس اتاق فکر مؤسسه مسلمانان انگلیس، نیز معتقد است که اگر این فیلم به مسئله نژادپرستی می پرداخت بیشتر موفق می شد. وی می افزاید: «باید از مخاطبان خواست تا بیشتر بر این مسئله تمرکز کنند. تماشای این فیلم چیزی جز وقت تلف کردن نیست». ساخت این انیمیشن در سال 2009 به سفارش دولت کارگر و توسط شرکتی به نام Bold Creative آغاز شد و در سال 2011 به اتمام رسید. منبع : مشرق نیوز [ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:15 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
یک جوان شیعه پاکستانی که شاهد فاجعه قتل عام جمعی از شیعیان در شمال این کشور بوده است مشاهدات تکاندهنده خود را از این حادثه شرح داد.
به گزارش ادیان نیوز، "علی رضا" نوجوان
بلتستانی و شاهد عینی تراژدی کشتار شیعیان است که توانسته از این حادثه جان
سالم به در ببرد، با غیر قابل وصف خواندن این جنایت، مشاهدات خود را این
گونه بیان کرد:
با توجه به فاجعه کشتار شیعیان در
"کوهستان" که در همین مسین واقع بوده و در ماه گذشته رخ داد، حرکت به شکل
کاروانی از نظر امنیتی بهتر بود اما احساسم به من میگفت که واقعهای رخ
خواهد داد.من به خانوادهام راجع به سفر اطلاعی نداده بودم تنها یک نفر از
خویشاوندان در راولپندی راجع به عزیمت من به اسکردو آگاه بود. =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 22:1 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 21:25 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
نقدی جذاب و خواندنی بر انیمیشن گربه ی پوتین پوش (puss in boots) که توسط کمپانی دریم ورکس روانه بازار شده است گربه ی پوتین پوش (puss in boots) به کارگردانی کریس میلر (Chris Miller) نیز با اقتباسی آزاد در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی دریم ورکس پا به عرصه رقابت با آثاری چون ” رنگو ” و ” پاندا کنگ فوکار ۲ ” نهاده است. گربه ی پوتین پوش علیرغم بهره بردن از این داستان پُر نوستالژی، دست به دامن یکی از کاراکتر های سری انیمیشن های ” شرک ” است تا شاید بتواند جایزه اسکار ۲۰۱۲ را از دیگر رقبایش برباید. گربه ی چکمه پوش دست خوش حوادثی قرار می گیرد و به یتیم خانه ای در شهری غریبه راه پیدا می کند. او و تخم مرغی (هامپتی دامبتی) که به دوستی بر می گزیند مورد توجه سرپرست یتیم خانه قرار می گیرند. هامپتی دامبتی با شنیدن داستانی در مورد جک و لوبیای سحر آمیزش به کمک گربه ی پوتین پوش در پی یافتن لوبیای های سحر آمیز می افتد. دری به تخته می خورد و گربه ی پوتین پوش به قهرمانی بزرگ تبدیل می شود. قهرمانی باد آورده علتی می شود برای شکافی بین دوستی گربه ی پوتین پوش و دوست صمیمی اش که آینده ای پر از انتقام و خیانت را رقم می زند. هامپتی دامبتی با تدارک دیدن حوادثی ( که اصلا امکان پذیر نیست و با عقل آدمی جور در نمی آید؛ با عقل تخم مرغ را نمی دانم!!) از مهارت جسمی گربه ی پوتین پوش استفاده می کند و با استفاده از لوبیای سحر آمیز به قلعه ی آسمانی راه پیدا می کند و جوجه ای که تخم طلا می گذارد را می رباید. هامپتی دامبتی بعد از ربودن جوجه، گربه را در کویری بی آب و علف رها می کند. کیتی سافت پاوز (دختر گربه ای که در سناریوی خیانت هامپتی دامبتی نقش ایفا کرد) قمار عشق را به گربه ی پوتین پوش می بازد و برای کمک او خود را به خطر می اندازد. خیانت هامپتی دامبتی به گربه سطحی تکنیکی بود که در سطح استراتژیک خیانت به شهر را رقم می زند. مادر جوجه، غول قلعه آسمانی، برای برگرداندن جوجه اش به شهر حمله می کند. اینجاست که گربه ی پوتین پوش با موعظه اش هامپتی دامبتی را بر سر عقل می آورد و با کمک کیتی سافت پاوز شهر را نجات می دهد.
داستان غیر خطی، طنز های موقیعت و کلامی،
لوکیشن و رنگ آمیزی های چشم نواز، کودک و بزرگسال را از همان اول مبهوت خود
می کند تا داستان را تا آخر دنبال کند. این جاست که نویسنده و کارگردان از
گاف های داستانی خود فرار می کنند و از خرده گیری های منتقدین رهایی می
یابند. داستان گربه ی پوتین پوش علاوه بر آموزه های اخلاقی، دارای مضامین
سیاسی و استراتژیک دقیق و هدفمندی ست که نگارنده را بر آن داشت تا به آن ها
بپردازد. وقتی خود را به جای کودک آمریکایی قرار می دهم؛ می بینم سرباز آمریکایی حق دارد به عراق و مصر حمله کند. او یتیمی در آن کشور هاست. شاید با خودش مصیبت هایی مثل غاز سحر آمیز (نا مبارک!! و صدام) را به دنبال داشته باشد ولی یادم نمی رود که می خواهد غاز را فراری دهد و شهر را آزاد کند. هدفش رهایی و آرامش مردم و شهر است؛ اما خوب چه کند که گاهی (همیشه!!) سرکنگبین صفرا می فزاید. امروزه برای سیاسیون و قشر متفکر جوامع، روشن است که عامل این دست اتفاقات چیزی جز دست های پشت پرده ی آمریکایی و اسرائیلی نیست اما وظیفه رسانه های آمریکایی چه می شود؟ آیا او می خواهد که کودکان به رشد فکری برسند یا آن ها را با اغوا مردگانی بار آورد که فقط نفس می کشند؟ آمریکا برای اقدامات نظامی خود به اطمینان، پشتیبانی و رضایت مردمش نیاز دارد. بودجه صد و سی میلیون دلاری این اثر، رضایت اذهان اغوا شده ی عمومی ای را کسب کرده تا آینده ی اقدامات نظامی، غیر انسانی و خلاف حقوق بشریش را تضمین کند؛ بله خوب مهندسی رضایت، هزینه هم دارد. منبع:ظهور12 [ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 13:22 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
در شرایطی که رژیم صهیونیستی در راستای لفاظیهای ضدایرانی خود از مطرح بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت میکند، یک روزنامه اسرائیلی در گزارشی به گزینه سوم و استفاده از اینترنت برای ایجاد بی ثباتی در ایران پرداخت. ![]()
روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی به قدرت جهان برای استفاده از اینترنت جهت ایجاد ناپایداری در نظام ایران پرداخت که خلاصه این گزارش به شرح زیر است؛ اقدام نظامی و سیاست "مهار و بازدارندگی" از طریق اعمال تحریم های اقتصادی بر ایران ممکن است تنها گزینه های موجود برای مقابله با جاه طلبی های برنامه هسته ای ایران نباشد؛ از دید ما یک گزینه سومی نیز وجود دارد که با اتخاذ آن احتمال تضعیف اساسی، مسالمت آمیز و سریع نظام ایران شدنی است و گزینه ای است که بر اساس باور ما تل آویو می تواند آن را وارد بازی کند؛ در این گزینه از قدرت اینترنت در قبال ایران استفاده می شود. در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل مدت هاست که قدرت اینترنت در تضعیف نظام ایران را دریافته، آمده است: در دسامبر سال 2009 میلادی روزنامه هاآرتص به نقل از نتانیاهو خطاب به کمیته دفاع و امور خارجی کنست (پارلمان اسرائیل) نوشت که استفاده از قدرت اینترنت و سایت اجتماعی "توئیتر" علیه نظام ایران یک موضوع فوق العاده ای است که آمریکا نیز می تواند آن را عملی کند. این گزارش افزود: متاسفانه این اتفاق نیفتاد و در حالیکه کنگره آمریکا نزدیک به 100 میلیون دلار را برای حمایت از این رویکرد اختصاص داد اما وزارت خارجه آمریکا اجرای این رویکرد را خنثی کرد و مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا اهمیت برنامه های محاصره فایروال را تقبیح کردند و این در حالیست که ما بر این باوریم که فایروال های اینترنتی ایران را می تواند سریعا و به طور قابل توجهی با استفاده از تخصیص حدود 20 میلیون دلاری که در شرایط فعلی بلا استفاده در بودجه وزارت خارجه آمریکا مانده است، بی اثر کرد. هاآرتص با اشاره به درخواست "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا از اسرائیل در رابطه با صبر در استفاده از گزینه نظامی علیه ایران نوشت: به همین دلیل، ما بر این باوریم که اگر اسرائیل اجرای یک طرح ابتکاری قوی در رابطه محاصره فایروال در ایران را به عنوان نماد مهم عزم آمریکا در مقابله با ایران تعریف کند، در این صورت عدم اقدام سریع دولت آمریکا در این رابطه بسیار دشوار خواهد بود. این روزنامه صهیونیستی در ادامه نوشت: چنین اقدامی به ایرانیان اجازه خواهد داد تا به سایت های "یوتیوب"، "توئیتر" و "فیس بوک" دسترسی داشته باشند؛ این اقدام به سران جهان و نخست وزیر اسرائیل اجازه می دهد تا نشست های تعاملی شهری را با صدها هزار ایرانی که در فضای اینترنت نظارت و سانسور نمی شوند، مدیریت کند. [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 12:43 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
![]()
مدتی است که بازی رایانهای "بتلفیلد 3" (میدان نبرد 3) در بازارهای سراسر جهان منتشر شده است. بازی «بتلفیلد ۳» یا «میدان نبرد ۳» یک بازی ویدئویی اکشن از مجموعه بازیهای بتلفیلد است که توسط شرکت سوئدی DICE تولید و توسط شرکت الکترونیک آرتز برای پلیاستیشن ۳، ایکسباکس ۳۶۰ و ویندوز منتشر شده است.
این نشست روز دوشنبه 8 اسفند ماه ساعت 14 در تالار پیامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار خواهد شد.
سال ۲۰۱۴، گروهبان دوم «بلکبرن» از اعضا نیروی دریایی آمریکا به منظور مبارزه و مقابله با عملیاتهای تروریستی گروه نظامی با عنوان " Peoples Liberation and Resistance " به معنای «گروه آزادی و مقاومت مردمی» که در بازی با عنوان PLR یاد میشود به سلیمانیه عراق اعزام میشوند. پس از آن گروهبان «بلکبرن» و تیمش برای دستگیری «البشیر» (Al-Bashir) به سمت «تهران» میروند. در خزانه بانکی در تهران که مملو از دلارهای آمریکایی است! در مییابند که «پی ال آر» به تجهیزات هستهای قابل حمل روسی دست یافتهاند و اینکه ۲ دستگاه از این تجهیزات مفقود شده است. «بلکبرن» درخواست پشتیبانی میکند و کاروان نظامی «ام ۱ آبرامز» که به وسیله سرجوخه «میلر» برای کمک به گروه «بلکبرن» آمده ولی سرجوخه میلر توسط PLR اسیر میشود. و گلوی سرجوخه «میلر» توسط «سلیمان» در یک اقدام تروریستی بسیار شبیه به اقدامات القاعده در مقابل دوربین بریده میشود. طی عملیاتی در تهران البشیر دستگیر میشود و در آخرین جملات قبل از مرگ، از قصد سلیمان مبنی بر انفجار دو سلاح هستهای در نیویورک و پاریس سخن به میان میآورد. اما پس از مدتی بمب هستهای در پاریس منفجر میشود و 80 هزار نفر کشته میشوند؛ و بالاخره پس از درگیریهای فراوان سلیمان توسط بلکبرن کشته میشود و بلکبرن سلاحی را که قرار است در نیویورک منفجر شود در اختیار میگیرد.
لازم به ذکر است عرضه بازی سیاسی و بحثبرانگیز «میدان نبرد ۳» که در آن به خاک ایران به عنوان یکی از دشمنان اصلی آمریکا، تعرض شده و مورد حمله قرار میگیرد، تاکنون انتقادها و بحثهای زیادی را به همراه داشته است. عرضه این بازی در زمانی صورت گرفت که رسانهها و دولتمردان آمریکایی شدیداً سعی دارند تا ایران را به بهانههای مختلف و اتهامات جعلی و ساختگی در جامعه بینالملل و اذهان عمومی تحت فشار شدید قرار دهند و بحث در خصوص حمله نظامی به ایران بر سر زبانها افتاده است. در این زمینه آمریکا اقدامات و فعالیتهای ایرانهراسانه زیادی انجام داده که نمونه آن عرضه همین بازی بوده است. [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 12:41 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 12:23 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
اسكار جايزه نظام يك درصدي «حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات
نمي كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت
است. تكنيك و محتوا را نيز نمي توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين
است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را مي خواهند.»
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 23:2 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
فرزند شهید یزدانی فرمانده یگان توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
آستانه انتخابات با نگارش نامه به علی مطهری به برخی اقدامات سیاسی و
عملکرد وی در مجلس هشتم انتقاداتی را وارد کرده است متن نامه امیر حسین یزدانی به علی مطهری به شرح زیر است: منبع:مشرق
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 22:43 ] [ سانديس خور نظام ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |